خدا یا !
من عشق به تورا هم از تو میخواهم و عشق به عاشقان تورا
و عشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند
خدایا !
عشقت را در دلم انداز و عشق به اولیائت را و عشق به جاده منتهی به
سوی تورا و عشق به علامات راهنمای به سوی تو ، و عشق به
زائران و رائدان راه تورا.
خودت را معشوق ترین من قرار ده و مرا عاشق ترین خویش
گلدانهای آرزوی مرا به خشکی منشان و نردبان امید را از زیر پای دلم
مکشان و تا پایان این راه بی پایان مرا به خودم وا مگذار و دستم را
بگیر
خدا یا !
توفیق اطاعت و بٌعد معصیت ، آنچنانم عطا کن که تا قله ی شفاعت
محمد (ص) صعود توانم کرد و تا گذرگاه نسیم غفران تو توانم رسید.
ای کریم ترین برای حاجتمندان ، ای مهربانترین برای قاصدان ، ای
مونس ترین برای تنهایان و بی کسان ، ای مامن ترین برای آوارگان ،
ای گرم ترین آغوش برای وا ماندگان ، و ای پر قدرت و مهر ترین
دست برای مستمندان ،
من دست نیاز و واماندگی و حیرانی به دامان صمدیت و جبروت و
سبحانی تو آویخته ام . دستم را به تازیانه ی حرمان میازار و به خنجر
یاًس کوتاه مکن
آمین یا رب العالمین
......................................![]()
دوستان عزیزم در پست بعدی زندگی نامه مرا خواهی خواند
اگر نتونستم تمومش کنم داستان جدیدم تحت عنوان ( لباس عید ) را
تقدیم حضورتان خواهم کرد تا با نقد و بررسی های شما عزیزان بهتر
شود
همه ی شما دوستان عزیزم را از ته قلب دوست دارم
خجسته اعیاد شعبان را خدمت تمامی رهپویان حق و
عدالت تبریک و تهنیت عرض میکنم
به دیدارم بیا هرشب
در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند
شبم را روز کن در زیرسرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است
بیا بنگر چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده و این تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستو ها و ماهی ها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
شب افتاده ست و من تنها و تاریک ام
و در ایوان و در تالاب من دیریست
در خوابند
پرستوها و ماهی ها و این نیلو فر آبی
بیا ای مهربان با من
بیا ای یار مهتابی
( اخوان ثالث)

بنام خدای دلشکستان
دوستان گرامی ام سلام
به اطلاع همه شما میرسانم که اینجا دلی شکسته و هرگز جبران شکستگی اش میسر نخواهد بود
اما آن کس که این دل را شکسته مجبور است تاوانش را بپردازد
از خدا میخوام دل انکس را که این دل پاک و صادق را شکست بشکند
و حالا نفرینی از اعماق وجودم:
الهی دلت را ببینم شکسته
به ماتم نشسته.
به کنج دو شهلای چشمت ببینم غمی جا گرفته
به سنگ سیاه دلت حسرتی پا گرفته.
الهی ببینم که عاشق شدی
سیه پوش همچون شقایق شدی
الهی ببینم دلت خون شده
پی نازنینی چو مجنون شده
که شاید بدانی تو درد مرا
بهار آوری فصل سرد مرا
و بدان و آگاه باش که آه این دل شکسته دامنت را خواهد گرفت و زندگی را بر کام تو تلخ خواهد کرد
دلم برای این دل شکسته میسوزد که تمام هستی اش را پشت غرور و خود خواهی و بی وفایی و خیانت و آدم فروشی تو پنهان کرد و
حیف آن همه دعایی که هر صبح و شام برای سلامتی ات از سجاده اش به آسمان بلند میشد
و صد حیف به آن همه راستی و سادگی
و حالا این دل شکسته سر بر خاک خواهد گذاشت و نفرینی به درازای عمر تاریکش نثار روح شیطانی ات خواهد کرد
این دل شکسته هر گز تورا نمی بخشد مگر اینکه ...
تقدیم به تمام عاشقانی که در قبال راستی و صداقت ، خیانت و بی وفایی نصیب شان شده
حرف آخر این دل شکسته:
پایان عشق ما پایان دنیا نیست
غصه نخور پرستو اینجا مگر خدا نیست؟